شبحشورش
شبح شورش بر فراز جهان سرمايه در حرکت است. بعد از سلسله اعتراضات خیابانی در برخی کشورهای اروپايی، لرزشهای اجتماعی، کشورهای آفريقای شمالی و آسيای غربی را فرا گرفت. اعتراضات و شورشهای وسيع کشورهای يونان، ايران، تونس، مصر، ليبی، یمن، اردن، الجزاير، عمان، مراکش، موريتانی، سودان و سوريه را در نورديده و تاکنون به جابجايی هيئت حاکمه در تونس و مصر منجر گشته است. در برخی از اين کشورها، همچون ايران، سکان جنبش اعتراضی بطور رسمی در دست جناحی از بورژوازی است و در برخی ديگر همچون تونس و مصر، جنبش اعتراضی نتيجه اعتلای مبارزات وسیع کارگری و تودهای بوده و آلترناتيوهای بورژوايی هنوز قادر به مهار و به انحراف کشاندن کامل این اعتراضات نگشتهاند.
اين لرزش عظيم اجتماعی نه «انقلابعرب» است و نه تدوام موج اصلاحات نئوليبراليسم. اعتراضات و قيامهای تودهای کشورهای آفریقای شمالی و آسیای غربی نتيجه بلاواسطه تعميق بحران سرمایهداری جهانی است. این زمینلرزه سياسی اجتماعی محصول پاسخ طبقه کارگر به راه حلهای امپرياليستی بحران در مناطقی است که طبقه حاکمه قدرت کنترل عوارض بحران را ندارد. مبارزات طبقه کارگر در کشورهای آفريقای شمالی و آسيای غربی، تداوم مبارزه طبقه کارگر در فرانسه، ايتاليا، يونان است. برخلاف تبليغات زهرآگين رسانههای راست و چپ سرمایه، موج اعتراضات کنونی، نه انقلاب در دنیای عرب است و نه معجزه دنيای رایانه . اين لرزش عظيم اجتماعی بشارت دهنده پايان سروری نئولیبراليسم، پایان سيطره ايدئولوژی جنگی آنتیعربیسم در غرب و پايان رقم خوردن سرنوشت این يا آن کشور در کريدورهای قدرت محافل راستگرا است.
رسانههای راستگرای محافل امپریالیستی سخن از اصلاحات «دنیایعرب» میرانند. جناح جپ سرمايه سخن از انقلاب «دنیایعرب» میراند. اروسنتريستهای چپ در اروپا نيز سخن از بیفايده بودن نبرد کارگران در «دنيایعرب» رانده و آنان را فرا میخوانند تا در انتظار « سفيدهای مرکز» بمانند. همه اینان بر ماهيت قومی و عربی اعتراضات آفريقای شمالی و آسیای غربی تاکيد دارند. اما اين دروغی بيش نيست. اعتراضات در يونان بسیار پردامنهتر از اعتراضات عربستان بوده است. خواست افزايش دستمزد و پایان دادن به تحمیل مشقت بر کارگران به همان اندازه در تونس محوریت داشت که در اعتراضات يونان. بورژوازی از جوهر اساسی این اعتراضات هراس دارد. به همين سب نيز ميکوشد تا با جار زدن ويژگیهای ملی و جانبی اين لرزش عظيم اجتماعی بر خصلت اساسی سياسی آن پرده افکند.
جابجايی قدرت در تونس و مصر و بحران تمام عیار سياسی و شورشهای عمومی در کشورهای ديگر نشانههای اجتماعی شدت يابی مبارزه طبقاتی در اين کشورها است. این تحول نيز به نوبه خود تجلی ژرفش بحران سرمايهداری و تحمیل بیحقوقی و سطح نازل معيشت به طبقه کارگر میباشد. روندی که کل جهان سرمايه را در برگرفته و فصل جديدی از مبارزه طبقاتی و بحرانهای سياسی در این یا آن کشور را در پی دارد.
اتفافات چند ماهه اخير نشان ميدهند که ژرفش بحران جهانی سرمايه و ويرانگری جنگهای ناشی از آن در سالهای اخير، درست به مانند سابق به موجی از اعتراضات مبدل شده که از مرزهای کشورها و قارها عبور کرده و کره خاکی را در مینوردد. اما اين تحول اوضاع در شرایطی وقوع مییابد که آلترناتيوهای سياسی طبقه کارگر، بدلیل شکستهای پيشين، در ضعيفترين دوره تاريخ خود بسر ميبرند. دورهای که با سرانجام با تشدید مبارزه طبقاتی به پایان خویش نزديک ميگردد.
بديهی است که در غياب يک آلترناتيو طبقاتی و جهانی، طبقه حاکم قادر خواهد گشت تا اين جنبشهای عظيم اجتماعی را به کژراهه سياسی براند. اين امر اما قادر به پايمال کردن دستاورهای اين مبارزات و همبستگی طبقاتی در سطحی فرامليتی نخواهد شد. ناکارآمد بودن اتحاديههایی کارگری حتی در کشورهايی چون تونس و مصر و اقدامات مستقيم کارگران برای سازمانيابی در محل کار و زيست، ناکار آمد بودن ايدئولوژی آنتی عربيسم در غرب، و تعيین سرنوشت سياسی کشور در صنايع و ميادين شهر از جمله دستاوردهايی هستند که اکنون تبدیل به تجربه عمومی گشته اند.
طولانی ترین بحران جهانی سرمایهداری همچنان ژرف مییابد و فصل نوينی از مبارزه طبقاتی آغازميگردد. خصلت جهانی بحران و خصلت جهانی مبارزه و انقلاب مبدل به آگاهی تجربی دنيای امروز شده و بدین سان راه برای عروج بديل سياسی انقلاب جهانی گشوده ميشود.
زنده انقلاب جهانی، زنده باد حزب بینالمللی طبقه کارگر
تشکیلات کارگران انترناسيونالیست
نهم اسفند 13389