شورشدرپایینجنگدربالا
تهاجم نظامی غرب به ليبی
همین صحنهآرايی، اما در بعدی وسيعتر و سريعتر در ليبی نمايان گشت. سوار شدن بورژوازی ناراضی ليبی بر موج نارضايتی تودههای قبايل، با دخالت نيروهای سازمانيافته غرب و متحدان عرب آنها تکميل گشت. و به موازات آن تظاهراتهای اوليه ناراضیان تبديل به تهاجم گروههای مسلح به مراکز کليدی شهرهای لیبی مبدل شد. اعلام مقاومت قذافی و تاکید بر تسليم نکردن منابع نفتی به دول غربی، اقدام نظامی اين قدرتها را در پی آورد. از همان ابتدا نيز روشن بود که اعلام منطقه پرواز ممنوع در آسمان ليبی به معنای وادار کردن قذافی به تن دادن به جنگ داخلی يا بزبانی ديگر، اعلام آمادگی غرب برای کنار زدن قذافی با اقدام نظامی است. قذافی نيز، همانند صدام حسين، در سخنان خود، وعده جنگ دراز مدت با اشغالگران و باجگیران نفتی را داده است.
آمریکا نشان داد که نميخواهد تجربه عراق و افغانستان را تکرار کند. و يا آنگونه که اوباما گفت، خواستار اين است تا ديگر اعضای شورای امنيت و دول «دمکرات» وظايف خود را در دفاع از منافع قدرتهای جهانی را بعهده گيرند. اقدام بلاواسطه فرانسه و بريتانيا در بمباران ليبی در هماهنگی با آمريکا، نشان داد که غرب شوخی اصلاحات در کشورهای تحت نفوذ را تا زمانی میپذیرد سرنوشت منابع نفتی شامل این بازی دمکراتيک نگردد. با اين وجود، ژرفش بحران سرمايهداری و شکلگيری شورشهای فراملی، موجب اقدامات شتابزده قطبهای جهانی برای یکسره کردن وضعيت کانونهای بحران گشته است.
رقابت مرگبار قدرتهای بينالمللی و منطقهای در کشتار مردم برای حفظ منافعشان، تحت عنوان دفاع از مردم، وارد مرحله جديدی میشود. شورش از پايین که درتونس و مصر آغاز شد، در غياب آلترناتيو انقلابی، ميدان را برای جدال آلترناتيوهای طبقه حاکم برای سهيم شدن در اصلاحات از بالا باز کرده است. بحرین و یمن جلوه سياسی اين رقابتها و ليبی، جلوه نظامی آنرا بنمايش گذاشتهاند. شورش در پايين به جنگ در بالا انجاميده است. اوضاع کنونی گواه اين حقيقت است که در نبود حزب انقلابی، چنين شورشهايی، برغم کاراکتر فراملی خود، قادر به خودسازماندهی و عبور از موانع ملی و منطقهای نيستند.
صفآرايی هماهنگ غرب برای يکسره کردن وضعیت ليبی، بیثبات و زودگذر است. قدرتهای جهانی بر سر نحوه مواجهه با بحران، در حال تجديد صفآرايی هستند و نتيجه اين روند بصورت تشتت بلوک بندی قدرتهای جهانی بروز مییابد. مواضع آلمان، روسيه و چین در قبال رسميت دادن شورای امنيت به جنگ عليه قذافی نشانه همين تنش در سطح جهانی است.
آنچه کارگران اين کشورها میآموزند، تداوم مبارزه با نيروهای جديد است. فرقی نميکند که اين نيروها بوسيله مديا و رسانهها به مسند قدرت نازل شده باشند و يا اينکه مستقيما از طريق جنگافکنهای نظامی در کشور مستقر شوند. مهم، هدف مشترک اينان، کنار زدن عمل مستقيم استثمارشدگان و سازماندهی مجدد نظم سرمايه است.
20 مارس 2011 – 29 اسفند 1389