ماجرای «شنودگيت»
خبرهای مربوط به «شنود گیت» روزنامه نیوز آو د ورلد بسان ماجراهای یک سریال جنایی مورد توجه همگان است. نام سهامدار اصلی یکی از غولهای رسانهای غرب، رابرات مرداک، برسرزبانها افتاده و ماجراهای این «سریال» جنایی پلیسی به مراحل حساسی رسیده است. بنابر آخرین خبر، جسد یکی از ژورنالیستها که گویا نقش موثری در افشا شدن ماجرای «شنود گیت» داشته، چند روز پیش در خانهاش یافت شد. پلیس نیز اطمینان داده است که مرگ وی مشکوک نبوده و موضوع قتل درمیان نیست. خبرگزاری بی بی سی گزارش هیجان آوری از موقعیت افسانهای مرداک تهیه کرده و وقایع مربوط به «بحران این شخصیت» افسانهای رسانهها را قصهپردازی میکند.
در پس ماجراهای رنگآمیزی شده رسانهها و خبرهای هیجان انگیز مربوط به یک نشریه در انگلیس، حقایق تکان دهندهای کتمان میشوند. حقیقت این است که ماجرای مربوط به شنودگيت بسیار فراتر از اقدام غیر قانونی چند روزنامهنگار برای شنود بوده است. مرداک سنبل یک غول رسانهای است. شرکت اصلی این غول رسانهای در آمریکا است. شبکههای تلویزیونی، ماهوارهای روزنامهای این غول رسانهای در آمریکا، انگلیس، استرالیا، زلاند نو، کشورهای خاورمیانه و…. نقش مهمی دارند. شبکه رسانهای مزبور نقش مهمی در نتایج سیرکها انتخاباتی انگلیس، اسرائیل و آمریکا داشته است. حزب کارگر انگلیس با توافق با این غول رسانهای انتخابات را از ان خود کرد و در اختلاف با آن کنار رفت.
آنچه امروز به مطبوعات کشیده شده حاصل جنگ اطلاعاتی میان سازمانهای امنیتی غرب است. اما هنوز همه ابعاد ماجرای «شنودگیت»بر ملا نگشته است. چنین نیز نخواهد شد. اکنون روشن شده است که تمام جنجالهای انتخاباتی نیوز او د ورلد و روزنامه سان و رسواییهای سیاسی، محصول یک درهم تنیدگی و همکاری میان پلیس و این غول رسانهای بوده است. این بدین معنا است که تشکیلات عظیم رسانهای مرداک، همراه با ماهوارهها، تلویزیون و مراکز خبریاش با نهادهای امنیتی و پلیسی انگلیس و آمریکا در هم تنیده شده و در پس ماجراهای «دمکراسی» مطبوعاتی، مافیای امنیتی قرار دارد.
وقایع مربوط به «شنودگیت» در غرب وجه مشترک عجیبی با وقایع مربوط افشاگری جناحهای جمهوری اسلامی علیه یکدیگر در ماجراهای انتخاباتی دارند. این افشاگریها هم اکنون به اطرافیان رئیسجمهوری و ولی فقیه رسیده است. یکی سخن از فساد مالی در دولت میراند و دیگری سخن از اسلکههای غیر قانونی برادران قاچاقجی. یکی سخن از چنگ اندازی به منابع مالی برای در اختیار گرفتن روند انتخابات میراند و دیگری سخن از راندن سرمایهها به سمت نیروهای نظامی برای تاثیر نهادن بر سرنوشت سیاسی کشور.
ماجرای شنودگیت نیر به همین سان پرده از منجلاب دمکراسی غرب برمیدارد. این ماجرا نشان میدهد که مطبوعات که به ظاهر سنبل و یکی از ارکان اصلی دمکراسی در سیستم سرمایهداری هستند، بدل به ابزار پلیس و نهادهای امنیتی برای کنترل بازی دمکراتیک بدست کمپانیهای چند ملیتی گشته است. این ماجرا نشان میدهد که دمکراسی و دیکتاتوری دور روی مختلف نظمی هستند که لایق انهدام است. این ماجرا نشان میدهد که طیقه کارگر باید با دمکراتها با همان قهری عمل کند که با دیکتاتورها خواهد کرد.
2011-07-21